در یک سری مطالعات آزمایشگاهی نشان داده شد ،ترکیبات شیمیایی موجود در یک نوع ترکیب که در دانه های کاکائو یافت شده ، رشد و سرعت تخریب تومورهای انسانی را کند می کند و طبق گفته محققان مرکز پزشکی دانشگاه جرج تاون جهت درمان سرطان مورد آزمایشات بعدی قرار خواهد گرفت.
ما همه شنیدیم که خوردن شکلات برایمان خوب است . این تحقیق دلیل خوبی برای این ادعا می باشد.
محققان چگونگی واکنش چهار نوع مختلف سلولهای تومور انسانی را به ماده شیمیایی GECGC مورد پژوهش قرار دادند. قدرتمندترین پاسخ در دو نوع گوناگون سرطان روده بزرگ دیده شده بود، رشد تومور در نیمی از سلولها متوقف شد و در بیشتر سلولهای تومور آسیب دید.
باید گفت که سلولهای طبیعی تحت تأثیر GECGC قرار نمی گیرند.این ماده شمیایی به نظر بیخطر می آید و ساختاری مشابه تولیدات طبیعی دانه های کاکائو که برای ساخت شکلات مورد استفاده قرار می گیرد دارد.
محققان مطالعات زیادی را در مورد اثرات سودمند فلاوانول ها (ملکولهایی که در سبزیها و میوه ها وجود دارند و توانایی آنتی اکسیدانی و ویژگیهای ضدتوموری از خود نشان می دهند)انجام دادند. در بخشی از این مطالعات محققان یک ماده مصنوعی جدید از پروسیانیدین های طبیعی ( یک رده از فلاوانول ها ) را مورد آزمایش قرار دادند .
در این مطالعات دانشمندان اثرات سه دز مختلف GECGC را بر روی سلولهای سرطانی آزمایش کردند، هیچکدام از آن دزها موثر نبودند. آنها حساسیت نسبت به GECGC را در دو نوع سلولهای سرطانی که مورد آزمایش قرارداده بودند یافتند: در سلولهای سرطانی گردنی (سرویکال) و سلولهای تومور سرطان خون (لوکمی). سلولهای دیگر که شامل سلولهای سرطانی تخمدان و غده پروستات بودند نسبت به این ماده مقاومت نشان دادند.
روی هم رفته ، GECGC بیشترین اثر را در سلولهای سرطانی که معمولا رشد سریعی دارند نشان داد. محققان هنوز بطور روشن مکانیزم GECGC در متوقف کردن رشد تومورها را نمی دانند اما آنها فکر می کنند که این ماده ارتباط فیزیکی بین سلولهای سرطانی را مانع شده و مسیرهای علائم داخلی سلولی را مسدود می کند.
هم اکنون مطالعات جانوری در حال آزمایش قدرت ضدسرطانی GECGC می باشد.
منبع : مرکز پزشکی دانشگاه جرج تاون
ترجمه و تلخیص از سایت : http://www.biologynews.net/
سلول مجازی تصویر سازی سه بعدی و تعاملی از یک محیط زیستی ( بیولوژیکی ) که به عنوان زبان مدلسازی واقیت مجازی به کار برده می شود و از طریق اینترنت قابل استفاده خواهد بود. برای دانشجویان سلول مجازی شبیه یک فضای بزرگ قابل هدایت و کنترل با اندامکهای سه بعدی می باشد. در این محیط اهداف قابل آزمایش به شکل تکالیف بر پایه پرسش و حل مسأله در یک فضای تصویری صحیح ارائه می شوند.
سلول مجازی یک محیط نرم افزاری است که برای زیست شناسان سلولی ، همچنین برای زیست ریاضیدانان و مهندسین زیست شناسی طراحی شده است . این ابزار برای کمک به ساخت مدلهای بیولوژیکی و تولید شبیه سازی هایی از آن مدلها به کار می رود.
یک مشکل در تحصیل علوم شکل استاندارد ( سنتی ) سخنرانی / آزمایشگاه است. در سخنرانی استاد حرف می زند و دانشجویان به شکل غیرفعال گوش می کنند. سخنرانی ها بهتر از آموزش از طریق تلویزیون نیستند : یک آموزش غیر تعاملی کاملا غیر فعال.

هیأت آموزشی شبکه گسترده جهانی در دانشگاه ایالتی داکوتای شمالی نتایج این تحقیقات را جهت توسعه یک رشته از انیمیشن های با کیفیت بالا از فرایندهای سلولی و ملکولی بکار برد . در همین حال این انیمیشن ها ، نسخه برداری ، ترجمه ، بیان ژن باکتریایی ، پردازش mRNA و اتصال mRNA ، انتقال پروتئین به داخل یک اندامک ، زنجیره انتقال الکترون و کاربرد شیب بیولوژیکی برای تحریک سنتز آدنوزین تری فسفات را به نمایش می گذاشتند.
این انیمیشن ها بوسیله یک مدل آموزشی کامل می شوند که شامل اجزا ظاهری ابتدایی و پیشرفته می شود.
این مدلهای آموزشی مبتنی بر انیمیشن از طریق سایت http://vcell.ndsu.edu/animations قابل دسترسی است.
تحقیقات آموزشی دانش آموزان نشان داده است که ادراک بینایی ( دیداری ) پیشرفته ترین حس در انسانها ست و راه مهمی برای یادگیری ما می باشد.
مشاهده به ما اجازه می دهد تا اطلاعات را از محیطمان جمع آوری و پردازش کنیم و تصمیم سازی کنیم یا مفاهیمی را از آن اطلاعات بسازیم.
از یک منظر آموزشی ، تصویر سازی ( تجسم ) به دانش آموزان جهت فهم فرایندهای پیچیده کمک می کند .تحقیق دیگری نشان داده است که با استفاده از ابزارهای دیداری طراحی شده ، دانش آموزان می توانند مقادیر زیادی از اطلاعات را در مدت زمان کوتاهی هضم کنند و تصویرهای شخصی خودشان از یک فرایند را بسازند.
کاربرد یک بسته نمایشی نظیر مایکروسافت پاورپوینت می تواند نمایش گرافیکی مرحله به مرحله یک فرایند را میسر کند.
ملکولها تک تک می توانند اضافه شوند و ارتباطات تعاملی ویژه می توانند پر رنگ و انتخاب شوند. مزیت این ابزار این است که آموزگار یا یادگیرنده می تواند در طول فرایند یادگیری یک مرحله به جلو یا عقب برود و روی تغییرات کلیدی تأکید کند. انیمیشن چگونگی و مراحل تغییر و حرکت را در یک فرایند نشان می دهد.
بیشتر کتابهای درسی زیست شناسی حاضر سی دی هایی دارند که شامل انیمیشن هایی هستند که ویژگیهای دو بعدی از فرایندهای پیچیده دارند.
منبع : http://vcell.ndsu.edu/animations
http://www.ibiblio.org/virtualcell/tour/cell/cell.htm
در بیولوژی تکامل ، تکامل همگرا Convergent evolution فرایندی است که به موجب آن موجودات زنده ای که ارتباط نزدیکی ندارند بطور مستقل صفات مشابهی پیدا می کنند، مانند سازگار شدن با محیط های مشابه یا گونه های اکولوژیکی.
در تکامل فرهنگی ، تکامل همگرا ، پیشرفت سازگاریهای مشابه فرهنگی به سمت وضعیت های مشابه محیطی توسط مردمی متفاوت با فرهنگهای اجدادی متفاوت می باشد.
یک مثال از تکامل همگرا ماهیت مشابه پرواز در( بالهای حشرات ، پرندگان ، تروزاورس pterosaurs و خفاش ها) می باشد. هر چهارتا کار مشابهی انجام می دهند و ساختار مشابهی دارند ، اما هرکدام بطور مستقل تکامل پیدا کردند.
بعضی اشکال عدسی چشم ها نیز بطور مستقل در جانوران مختلف توسعه یافته است. تشابهات قابل توجه بین پروانه ها و مرغ مگس خوار مثال دیگری از تکامل همگرا می باشد.
تکامل همگرا اگرچه با پدیده های تقویت تکاملی Evolutionary relay و تکامل موازی Parallel evolution مشابه است اما از آنها قابل تمایز می باشد. تقویت تکاملی اشاره دارد به گونه های مستقلی که در خلال تکاملشان در اکوسیستمهای مشابه ، ویژگیهای مشابهی پیدا می کنند البته نه بطور همزمان. ( مانند باله های پشتی در ایکتیوزاروس Ichthyosaurs و کوسه ها ).
تکامل موازی موقعی رخ می دهد که دو گونه مستقل در یک زمان و یک اکوسیستم باهم تکامل می یابند و ویژگیهای مشابهی پیدا می کنند.(مانند اسبهای چرنده و پالئوتروس paleotheres که منقرض شدند).
ساختارهایی که نتیجه تکامل همگرا می باشند ساختارهای آنالوگAnalogous structures یا هوموپلازیس نامیده می شوند. این ساختارها باید از ساختارهای هومولوگ Homoplasiesکه دارای ریشه مشترکی هستند متمایز شوند.
منبع : ترجمه از سایت http://en.wikipedia.org/wiki/Homoplasy
http://uinen.nrm.se/glossary/Glossary.cfm?TermEnglish=homoplasy
ایزوگامی اشاره دارد به یک شکل از تولید مثل جنسی که شامل سلولهای جنسی هم اندازه می شود، زمانیکه هر دو گامت شبیه هم هستند و بصورت نر و ماده قابل طبقه بندی نیستند. در مورد ارگانیسم هایی که ایزوگامی دارند گفته می شود که انواع متفاوتی از آمیزش وجود دارد.
لقاح موقعی اتفاق می افتد که گامتهای مثبت (+) و منفی (-) برای تشکیل تخم ترکیب می شوند.
چند نوع ایزوگامی وجود دارد.
هر دو گامت ممکن است تاژک دار باشند و بنابراین قابلیت حرکت دارند. این نوع ایزوگامی به عنوان مثال در جلبکهایی نظیر کلامیدو مناس وجود دارد.
در نوع دیگر ، هیچکدام از گامتها تاژک ندارند. به عنوان مثال یک مورد از این نوع در آمیزش مخمروجود دارد. انواع آمیزنده مخمر معمولا بجای + و - بصورت a و آلفا مشهور می باشند .
شکل پیچیده تری ازموارد فوق به نام الحاق conjugation (همجوشی) وجود دارد.این موضوع در بعضی از جلبکهای سبز به عنوان مثال اسپیروژیر Spirogyra اتفاق می افتد.این جلبک بصورت رشته های سلولی رشد می کند. وقتی دو رشته از انواع آمیزشی مخالف به سمت هم می آیند ، سلولها لوله های الحاق را بین رشته ها بوجود می آورند. زمانیکه لوله ها تشکیل می شوند ، یک سلول به صورت گلوله در آمده و از میان لوله به داخل سلول دیگر می خزد تا برای تشکیل تخم با آن ترکیب شود .
قارچها نیز الحاق (همجوشی) را به کار می برند.
در زیگومایستها ، دو هیف از انواع آمیزشی مخالف ، یک ساختار ویژه به نام گامتانژیا gametangia را در جاییکه هیف تماس دارد تشکیل می دهند. گامتانژیا سپس ترکیب می شوند (تشکیل زیگوسپورانژیوم) . در قارچهای دیگر سلولها از دو هیف با انواع آمیزشی مخالف با هم ترکیب می شوند، اما فقط سیتوپلاسمیک (پلاسموگامی).
یعنی دو هسته ترکیب نمی شوند ، شکلی از سلول دوهسته ای (دی کاریون) نتیجه می دهدکه رشد و نمو می کند و یک میسلیوم دوهسته ای را بوجود می آورد.
کاریوگامی Karyogamy (ترکیب هسته) در اسپورانژیا رخ می دهد و به شکل سلولهای دیپلویید (تخم) در می آید که در مدت کوتاهی تحت تقسیم میوز به اسپور تبدیل می شود.
در بسیاری موارد لقاح ایزوگامی توسط ارگانیسم ها یی که می توانند بطور غیر جنسی از راه تقسیم دوتایی و جوانه زدن یا تشکیل هاگ تولید مثل کنند مورد استفاده قرار می گیرد. برگزیدن تولید مثل جنسی اغلب در اثر تغییر شرایط مساعد به شرایط نامساعد رشد انجام می شود.
منبع : ترجمه از سایت http://en.wikipedia.org/wiki/Isogamy
1859 چارلز داروین Charles Darwin کتاب منشأ گونه ها را منتشر می کند.
1865 گرگور مندل Gregor Mendel مقاله آزمایشاتی روی هیبریداسیون گیاهان را ارائه می دهد.
1903 کروموزوم ها به عنوان واحدهای وراثتی کشف می شوند.
1906 کلمه ژنتیک genetics اولین بار در سومین کنفرانس ژنتیک در لندن توسط ویلیام باتسون William Bateson مطرح می شود.
1910 توماس هانت مورگان Thomas Hunt Morgan مکان ژنها را روی کروموزومها نشان می دهد و همچنین کشف می کند که ژنهای موجود روی کروموزومها ، قانون "تفکیک مستقل اللها " ی مندلی را پیروی نمی کنند.
1913 آلفرد استوارت وانت Alfred Sturtevant اولین نقشه ژنتیکی یک کروموزوم را ترسیم می کند.
1913 نقشه های ژن نشان می دهند که کروموزومها شامل ژنهای منظم خطی هستند.
1918 رونالد فیشر Ronald Fisher کتاب " همبستگی بین خویشاوندیها در فرضیات وراثت مندلی " را منتشر می کند – فرضیات جدیدی شروع می شود.
1927 تغییرات فیزیکی در ژنها موتاسیون mutation نامیده می شود.
1928 فردریک گریفیث Fredrick Griffith ملکول وراثتی که بین باکتریها قابل انتقال است را کشف می کند.
1931 کراسینگ آور علت نوترکیبی شناخته می شود.
1941 تاتوم Edward Lawrie Tatum و بیدل George Wells Beadle نشان می دهند که ژنها پروتئین ها را رمز می کنند.
1944 آوری Oswald Theodore Avery ، مک لئود Colin McLeod و مک کارتی Maclyn McCarty ملکول DNA را به عنوان ماده ژنتیکی جدا می کنند . ( البته در آن زمان اصول دگرگونی نامیده شدند)
1950 اروین شارگاف Erwin Chargaff نشان می دهد که چهار نوکلئوتید در اسید نوکلئیک به نسبتهای ثابتی حضور ندارند ، اما چند قائده عمومی برای آنها وجود دارد. ( از جمله بازهای نوکلئوتیدی آدنین – تیمین و سیتوزین – گوانین همیشه به نسبت مساوی باقی می مانند.)
1950 باربارا مک کلینتوک Barbra McClintock ترانسپوزونها را در ذرت کشف می کند.
1952 آزمایش هرشی – چیس Hershey-Chase ثابت می کند که ماده ژنتیکی در فاژها (و همه موجودات زنده ) DNA می باشد.
1953 ساختمان DNA توسط واتسون James D. Watson و کریک Francis Crick و با کمک روزالین فرانکلین Rosalind Franklin بصورت مارپیچ دوتایی معرفی می شود.
1956 جو هین تیو Jo Hin Tjio و آلبرت لوان Albert Levan تعداد صحیح کروموزومها در انسان را 46 معرفی کردند.
1958 آزمایش مسلسون – استال Meselson-Stahl نشان می دهد که ملکول DNA بصورت نیمه محافظت شده همانندسازی می کند.
1961 رمزهای ژنتیکی بصورت سه تایی مرتب می شوند.
1964 هاوارد تمین Howard Temin با به کار بردن ویروسهای RNA نشان داد که فرضیه مرکزی واتسون همیشه صحیح نیست.
1970 آنزیم های محدود کننده که در مطالعات روی باکتری هموفیلوس اینفلوئنزا Haemophilus influenzae کشف شده بود ، دانشمندان را در بریدن و الصاق DNA توانا می کند.
1977 ترادف ملکول DNA برای اولین بار توسط فرد سانگر Fred Sangr ، گیلبرت Walter Gilbert و ماکسام Allan Maxam که بطور مستقل کار می کردند ، مرتب شد.آزمایشگاه سانگر ژنوم کامل ترادف باکتریوفاژ را کامل کرد.
1983 کاری مولیس Kary Banks Mullis عمل زنجیره ای پلیمری که تکثیر DNA را آسان می کند ، کشف میکند.
1985 الک جفریس Alec Jeffreys اثر انگشت ژنتیکی را کشف می کند.
1989 ترادف اولین ژن انسان توسط فرانسیس کالین Francis Collin و چی تسویی Chee Tsui مشخص می شود.ژنی که پروتئین CFTR را کد می کند.
1995 ژنوم هموفیلوس اینفلوانزا اولین ژنومی است از یک ارگانیسم زنده آزاد که ترادف آن مشخص می شود.
1996 ساکارومایسز سرویزیه cerevisiae Saccharomyces اولین ترادف ژنتیکی یوکاریوتی است که مشخص می شود.
1998 اولین ترادف ژنوم یک یوکاریوت پرسلولی به نام کانور هابدیتیس الگانس C.elegans (یک نماتود) تعیین می شود.
2001 اولین پیش نویس ترادف ژنوم انسان همزمان توسط پروژه ژنوم انسان و مرکز ژنومیک کلرا Celera Genomic منتشر می شود.
2003 (14 آوریل) تکمیل موفقیت آمیز پروژه ژنوم انسان با ترادف 99% از ژنوم و با دقت 99/99 %.
2006 مارکوس پمبرلی Marcus Pembrey و بایرن Olov Bygren کتاب Sex-specifics, male line trans-generational responses in humans را که شواهدی بر اپی ژنز می باشد را منتشر کردند.
منبع : ترجمه از سایت
http://en.wikibooks.org/wiki/Human_Physiology/Print_Version
ریاضیات زیستی یا بیومتمتیک biomathematics یک حوزه بین رشته ای از مطالعات آکادمیک است که دلالت می کند برمدلسازی طبیعی فرایندهای زیستی با استفاده از ابزارها و روشهای ریاضی.
این رشته ( بیومتمتیک ) هم کاربرد تئوریک و هم کاربرد عملی در تحقیقات بیولوژیکی دارد.
کاربرد ریاضیات در زیست شناسی تاریخ طولانی دارد، اما اخیراً سروصدایی را در بین علاقمندان این حوزه ایجاد کرده است، به دلایل زیر:
1- سرو صدای ناشی از اطلاعات پرارزش حاصل از انقلاب ژنومیک که فهم آنها بدون بکارگیری ابزار تجزیه – تحلیلی بسیار مشکل است.
2- پیشرفت های اخیر ابزارهای ریاضی نظیر تئوری بی نظمی Chaos theory برای کمک به فهم مکانیزم های پیچیده وغیرخطی در زیست شناسی.
3- افزایش توان کامپیوتری که محاسبات و شبی سازی ها را برای انجام آنچه که در گذشته ممکن نبود امکان پذیر می کنند.
4- افزایش گرایش به آزمایشات مجازی (فضای کامپیوتری) به سبب عواقبی و مشکلاتی که ممکن است تحقیقات روی انسان یا حیوانات داشته باشد.
به علت تنوع زیاد دانش های تخصصی ،تحقیقات بیومتمتیک اغلب با همکاری بین ریاضیدانان ، فیزیکدانان ، زیست شناسان ، پزشکان ، جانورشناسان و شیمیدانان انجام گرفته است.
در زیر فهرست تعدادی از حوزه های تحقیقاتی ریاضات زیستی آورده شده است:
- مدل سازی نورونها و کارسینوژنها
- مکانیک بافتهای بیولوژیکی
- مدلسازی و شبیه سازی سرطان
- مدلسازی ریاضی چرخه سلولی
- مدلسازی بیماریهای شریانی
روشهای ریاضی :
یک مدل از سیستم بیولوژیکی بصورت یک دستگاه معادلات در می آید، (اگرچه کلمه مدل اغلب مترادف با دستگاه معادلات متناظر به کار می رود). حل این معادلات هم با وسایل تحلیلی وهم عددی چگونگی رفتارسیستم بیولوژیکی را تشریح می کند که آیا در حال تعادل است یا بیش از اندازه فعالیت می کند. انواع متفاوتی از معادلات وجود دارند و نوع رفتاری که می تواند واقع شود هم به مدل و هم به معادلاتی که به کار برده می شوند بستگی دارد.
مدل اغلب فرضیه ها را درباره یک سیستم می سازد و معادلات هم ممکن است فرضیه های را درارتباط با طبیعت آنچه شاید اتفاق بیافتد بسازد.
منابع : ترجمه از سایتهای گوناگون.
لینکهای قابل استفاده :
http://en.wikipedia.org/wiki/Mathematical_biology
آپوپتوز نوعی از مرگ سلولی بصورت یکسری از مراحل ملکولی در یک سلول است که منجر به مرگ آن سلول می شود. این یک روش طبیعی بدن برای رها شدن از سلولهای غیر ضروری یا غیر طبیعی است. آپوپتوزیز مرگ برنامه ریزی شده هم نامیده شده است.
در شرایط اختصاصی آپوپتوز ، یکسری از اتفاقات بیوشیمیایی منجر به تغییرات مورفولوژیک می شود مانند برآمدگی های سلولی ( که غشاء سلول به سمت خارج برجسته می شود) ، از بین رفتن متعلقات غشاء پلاسمایی ، چروکیدگی سلول ، تجزیه هسته ، جمع شدن کروماتین و تکه تکه شدن ملکول DNA کروموزومی .
آپوپتوزیز بیش از اندازه ، ممکن است موجب هیپو تروفی شود مانند بروز ایسکمی ( کم خونی موضعی).
فرایند مرگ سلولی یک فرایند کاملا طبیعی است که حدود 100 سال پیش توسط دانشمندان کشف شده بود. کارل ووگت "Carl Vogt " دانشمند آلمانی اولین کسی بود که اصول مرگ سلولی را در سال 1842 تشریح کرد. والتر فیلیمینگ "Walther Flemming " آناتومیست در سال 1885 تشریح دقیقتری را از مرگ برنامه ریزی شده سلول ارائه داد.
هر چند این موضوع تا سال 1965 که دوباره احیا شد مورد بحث قرار نگرفت. در این زمان جان فاکستون راس کر" John Foxton Ross Kerr "در حالیکه در بخش پاتولوژی دانشگاه کوینزلند در شهر بریسبان استرالیا با استفاده از میکروسکوپ الکترونی بافتها را تدریس می کرد بین آپوپتوزیز و مرگ سلولها در اثر جراحت تمایز قایل شد.
آپوپتوز می تواند در سلولهای که بعد ازترمیم آسیب می بینند یا با ویروس آلوده می شوند یا سلولهایی که تحت فشار گرسنگی هستند اتفاق بیفتد. آسیب دیدن DNA در اثر اشعه یونیزه کننده یا مواد شیمیایی سمی هم ممکن است موجب تحریک آپوپتوز از طریق عمل بر روی ژن کنترل کننده تومور P53 شود.
تصمیم برای آپوپتوز ممکن است از طرف خود سلول یا سلولهای اطراف یا از سوی سلولهایی که جزء سیستم ایمنی بدن هستند باشد.
فرایند مرگ سلولی ممکن است در سلولهای سرطانی متوقف شود. اگر سلولی متحمل مرگ سلولی نشود در اثرجهش و یا بازداری بیوشیمیایی می تواند به تقسیمات خود ادامه دهد و به یک تومور تبدیل شود.

1- اگر تقسیم سلولی سریعتر از مرگ سلولی باشد تومور بوجود می آید.
۲- اگر تقسیم سلولی کندتر از مرگ سلولی باشد موجب از دست رفتن سلول می شود.
بنابراین باید یک موازنه و تعادلی بین تقسیم سلولی و مرگ سلول وجود داشته باشد.
فرایند آپوپتوز توسط محدوده ی گوناگونی از سیگنالهای سلولی کنترل می شود که این سیگنالها ممکن است از محرکهای داخل سلولی یا از محرکهای خارج سلولی ناشی شوند. محرکهای خارج سلولی ممکن است شامل هورمونها ، فاکتورهای رشد ، اکسید نیتروژن NO ویا سیتوکین ها شوند و بنابراین باید از عرض غشای پلاسمایی عبور کنند و اثر بگذارند. این سیگنالها بطور مثبت یا منفی موجب آپوپتوز می شوند.
سیگنالهای داخل سلولی در واقع پاسخی هستند از طرف سلول به استرس ها و ممکن است در نهایت منجر به خودکشی سلولی شوند. اتصال گیرنده های هسته به گلیکو کورتیکوییدها ، گرما ، تشعشع ، محرومیت از تغذیه ، آلودگی ویروسی و هیپوکسی همه عواملی هستند که ممکن است منجر به ایجاد سیگنالهای داخل سلولی آپوپتوزتوسط سلولهای آسیب دیده شوند.
شماری از اجزای سلولی مانند پلی ADP ریبوز پلی مراز poly ADP ribose polymerase همچنین ممکن است به تنظیم آپوپتوز کمک کند. قبل از اینکه فرایند مرگ سلولی توسط آنزیمها شروع شود ، علائم آپوپتوزیک باید بوسیله پروتئینهای تنظیمی به مسیر حقیقی مرگ سلولی متصل شوند. این مرحله به علائم آپوپتوزی اجازه می دهد که در مرگ سلولی به بیشترین مقدار خود برسند.
سلولهای آپوپتوزی سرانجام همانند سلولهای فاگوسیتوزی توسط ماکروفاژها شناسایی و جمع آوری می شوند.
منبع : ترجمه از سایتهای گوناگون.
http://en.wikipedia.org/wiki/Apoptosis
بیومیمتیک (Biomimetic) که به طور خلاصه طراحی با الهام از طبیعت گفته می شود یعنی با بهره گیری ازساختارهای زیست شناختی بتوانیم مدلهایی برای حل مشکلات و مسایل فنی خود بسازیم.

در حقیقت اساس این علم مدلهای طبیعی بیولوژیکی است که با مطالعه فیزیولوژی آنها می توانیم سیستمهای مدرن تکنولوژیک را بسازیم.
طراحی هواپیما بر اساس ساختار بدن پرندگان ، ساخت زیردریایی از روی ساختار دلفین ها و یا رادارها با توجه به سیستم راداری خفاش ها و... مثالهایی از علم بیوممتیک یا بیونیک Bionic می باشند.
در سایت www.thefreedictionary.com/Biomimetic بیومیمتیک بدین صورت تعریف شده است :
مطالعه ساختار و عملکرد سیستم های بیولوژیکی به عنوان مدلی برای طراحی و مهندسی اجسام و مواد.
بیونیک که برگرفته از دو واژه (بیولوژی و الکترونیک) می باشد براي اولين بار توسط دانشمند امريكائي بنام جك. اي. استيل در سال 1959 بكار برده شد، وي بيونيك را علم سيستمهايي كه شالوده و پايه تمامي سيستمهاي زنده است، ميداند.
امروزه همه اختراعات بشر را می توان به نوعی بهره گرفته از مدلهای زنده دانست . کامپیوترها و روبوتهای دستیار که رفته رفته جای انسان را گرفته اند با توجه به مطالعه بر روی ساختارهای بیولوژیک ساخته شده اند.
محققان از آتلهای مصنوعیای استفاده کردند که با سلولهای پیوندها رشد نموده نسوج جدیدی را در «رباط صلیبی پیشین» (Anterior Cruciate Ligament) (ACL) آسیبدیده خرگوشها ایجاد میکند.
این مطالعهها میتواند انقلابی جدید در استراتژیهای معالجهی بیمارانی باشد که از پارگی رباط (ACL) رنج میبرند.
منبع : ترجمه از سایتهای مختلف.
برای مطالعه بیشتر می توانید از لینکهای زیر استفاده کنید:
/http://en.wikipedia.org/wiki/Bionics
http://www.extra.rdg.ac.uk/eng/BIONIS
مک کورد McCord و آلن Allen (1917) عصاره غده های پینئال پستانداران را که شامل عامل جمع کننده همه توان ملانوفورهای لارو دوزیستان می شد را یافتند. لارنر Larner و همکارانش ساختار شیمیایی این ماده را تعیین کردند و اسم آن را ملاتونین melatonin گذاشتند. این عامل ملانوفورها را در غلظتی کمتراز g/m 10-10جمع می کند. با برداشت غده پینه آل هم دوزیستان سالم و هم دوزیستان کور موقعی که در مکانی تاریک قرار می گیرند ، رنگ پریده می شوند و تجمع ملانوفورها در جاییکه این پاسخ به نور وجود دارد از بین می رود. پینئال دوزیستان شامل عناصر گیرنده نور می باشد که شبیه به چشمهای جانبی مهره داران می باشند و این عناصر گیرنده نوربا وجود نورمخفی می شوند ولی در غیاب آن تحریک می شوند.

شواهدی مبنی بر وجود هم HIOMT و هم ملاتونین در پینئال دوزیستان وجود دارد. پیشنهاد شده است که پاسخ رنگ پریده گی بدن از تحریک مستقیم پینئال در وضعیت تاریکی جهت افزایش ملاتونین به داخل گردش عمومی بدن نتیجه می شود زمانیکه مسسول مستقیم تجمع روی ملانوفورهای پوستی است.
اثرات سیتوفیزیولوژیکی ملاتونین از همان پاسخ رنگ پریدگی تبعیت می کند. از آنجاییکه نه هورمون و نه هیچ عامل داروشناختی دیگری این پاسخ را تکثیر نمی کند ، این یک شاهد قوی بر این است که ملاتونین هورمونی است که رنگ پریدگی بدن را تنظیم می کند.شواهد دیگری هم برای این فرضیه وجود دارد.
ملاتونین نقشی عادی را در لاروهای جوان در تنظیم پاسخ به نور که در تاریکی رخ می دهد (پاسخ اتفاقی اولیه ) بازی می کند. نه ملاتونین و نه پینئال نقشی در مرحله بعد در پاسخ تطابقی دوزیستان ندارند. مک کورد و آلن همچنین اشاره کردند ، پینئال ممکن است شامل مواد دیگری باشد که نقشهای فیزیولوژیکی دیگری را دردوزیستان همانند دیگرمهره داران بازی کند.
ترجمه از سایت : http://www.oxfordjournals.org/subject/life_sciences//
پروتئومیک ( proteomic ) دانش بررسی ساختار و عملکرد پروتئینها در مقیاس بزرگ است. این واژه را ب
